تبلیغات
زرتشت - یعقوب لیث، هرات، بامیان و بلخ را از یوغ تازیان رهاند
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

یعقوب لیث، هرات، بامیان و بلخ را از یوغ تازیان رهاند

چهارشنبه 5 تیر 1392 12:48

نویسنده : R.ash

تندیس یعقوب لیث صفاریبیست بهمن‌ماه سال ٢٤٧ هجری، بنابر برابرگذاری‌های تاریخی، هم‌زمان است با روزی كه یعقوب لیث، هرات، بامیان، بلخ، كابل، غزنه و بُست را از یوغ تازیان رهاند. او را می‌توان از مبارزان خستگی‌ناپذیر راه آزادی و یکپارچگی ایران، برشمرد. یعقوب لیث صفاری، کسی است که تلاش كرد تا شکوه و ارجمندی را به ایران بازگرداند.

در تاریخ، چنین آمده كه او پس از گذشت نزدیك به سه سده پس از یورش تازیان بر ایران، در هنگامه‌ای كه ایرانیان ناچار بودند به زبان عربی، سخن بگویند،‌ به زبان مادری‌اش، به زبان فارسی سخن گفت.

یعقوب لیث، نه تنها از آن روی كه كوشید تا ایران را از یوغ خلفای عرب برهاند، در خور ارج و ارزش و یادكرد است بلكه بیشتر از آن روی كه با زنده كردن زبان فارسی، ملت ایران را از نابودی رهانید، سزاوار ستایش است.

یعقوب بسیار به ایران و تاریخ باستان کشورش، مهر می‌ورزید. پس از شکست ساسانیان به دست اعراب و چیرگی 200ساله‌شان بر ایران، زبان رسمی کشور، عربی شد چرا که عرب‌ها، حاکمان شهرها بودند و هرآن‌کس که زبانشان را نمی‌دانست عجم(:گنگ) می‌نامیدند.

همه‌ی کتاب‌ها به زبان عربی بود تا زمانی که یعقوب، بر هرات، چیرگی یافت. می‌گویند پس از ورود یعقوب به هرات، «محمد بن وصیف سیستانی»، سروده‌ای در ستایش یعقوب به زبان عربی سرود و برایش خواند اما یعقوب خطاب به این چكامه‌سرا گفت: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟»

یعقوب پس از ورود به شهر زرنج و بنیان‌گذاری دولت مستقل ایرانی صفاری، در فرمانی؛ زبان رسمی کشور را زبان پارسی برخواند و دستور داد تا همه به پارسی سخن بگویند و همه‌ی اسناد دولتی به زبان پارسی نوشته شود.

وی همه‌ی کارگزاران دادگاه‌ها و دولت را واداشت تا به پارسی سخن بگویند. او به كارگیری زبان عربی را به جای زبان مادری، ننگ می‌شمرد و هیچ‌گونه آن را نمی پذیرفت.

از همین‌روی یعقوب را «سردار پارسی‌گوی»، فرنام(:لقب) دادند. به باور برخی، نام «یعقوب لیث صفاری»، در زنده کردن زبان پارسی هتا فراتر از فردوسی است چرا که او زبان فارسی را زنده کرد و فردوسی آن را جاودانه.

پس از یعقوب هم سامانیان و آل بویه که دوست‌دار زبان پارسی بودند این زبان را گسترش دادند، غزنویان نیز پارسی را در هندوستان گستردند. زبان پارسی در دربار مغولی هند، زبان رسمی بود. پراکندگی زبان پارسی در هند شوند(:سبب) پیدایش زبانی به نام اردو(زبان رسمی پاکستان)شد. سلجوقیان نیز زبان پارسی را در آسیای کوچک پراکندند و در دولت عثمانی زبان پارسی مرسوم بود.

یعقوب لیث صفاری، فرزند مردی رویگر(مسگر) از اهالی خوزستان بود، واژه‌ی صفار در زبان عربی به معنی مسگر است.
او مردی بود آزاده و پر داد و دهش و البته بسیار میهن‌دوست. حسن‌بن زید علوی که از دشمنانش بود به شوند(:سبب) پایداری و دلاور‌مردی‌هایی كه یعقوب از خود نشان داده بود، وی را «سندان»‌(مرد تنومند) نامیده بود.

آوازه‌ی جوانمردی وی چنان پراکنده بود که گروهی از جوانان که برای دستگیری از هم‌میهنانشان، می‌خواستند گردهم آیند از یعقوب خواستند که سرپرستی گروهشان را بر دوش بگیرد. اینان، همان‌ها بودند که به عیاران،نامور شده بودند. می‌گویند؛ عیاران، جوانمردانی بودند که از ثروتمندان، مال می‌ربودند و به دست بیچارگان می‌سپردند.



دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: عیاران ، یعقوب لیث صفاری ، سامانیان ، زبان پارسی ، نخستین حکومت ایرانی پس از حمله اعراب ، سامانیان نخستین حکومت ایرانی بعد از اعراب ، زرتشت ،