تبلیغات
زرتشت - جایگاه زن در ایران باستان ( سپندارمزگان)
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

جایگاه زن در ایران باستان ( سپندارمزگان)

سه شنبه 22 بهمن 1392 23:38

نویسنده : R.ash
جایگاه زن در اندیشه های باستانی ملت ها

بودا می گفت: زن مظهر شرارت، حسادت، بُخل و بی خردی است.

افلاتون خدا را سپاس می گفت که زن آفریده نشده است.

ارستو می گفت: مونث به دلیل فقدان ویژگی هایی معین، مونث است...طبیعت هرگاه نتواند مردی را به وجود آورد، زن را می آفریند.

یونگ می گفت: جای زنان آنجاست که سایه مردان افتاده باشد و به همین دلیل است که بیشتر اوقات مردان، زنان را با سایه خویش اشتباه می گیرند.

نیچه فیلسوف آلمانی می گفت: به هنگام رفتن نزد زنان نباید تازیانه را فراموش کرد.

چینی ها؛ زن را منشا ناپاکی وگناه می دانستند و اغلب نوزادان دختر را نابود می کردند.

یکی از ضرب المثل های رومی این بود که زن را نمی توان انسان نامید.

در هندوستان؛ پس از مرگ شوهران، زنان را نیز می سوزاندند وگاهی همراه جسد مرد زنده به گور می کردند.

درمصر؛ رسم براین بوده است که هرسال برای افزایش آب رودخانه نیل، دختری را در آن غرق می کردند.

در اسپانیا؛ پس از بحث وگفتگو به این نتیجه رسیدند که تنها "مریم عذرا" انسان است و زنان دیگر جایگاهی بین انسان وحیوان دارند.

اعراب دوران جاهلیت؛ دختران را زنده به گور می کرند.

درسده های گذشته ایران نیز زنان از جایگاه ارزشمند خود فاصله گرفته بودند به طوری که بانوی پارسی گوی ایرانی، پروین اعتصامی در این باره می گوید:

زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرن ها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس زندانی نبود
در عدالت خانه انصاف ، زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
نور دانش را زچشم زن نهان می داشتند
این ندانستن زسستی و گران جانی نبود

بیگمان نگرش فرهنگی درباره زن در این دوران نیز برپایه باورهای یونان، رم، اعراب و کشورهایی دیگری بوده که زن را از مردان کمتر می دانستند. در ادبیاتی که از دوران پس از ساسانیان به یادگار مانده است. به دلیل نبودن زن در جامعه، سبب شده که شعر ایرانی در آغاز پیدایش تنها به صورت حماسی بوده و مرد در راس خانواده، اجتماع و سیاست قرار داشته باشد.
در منظومه های عاشقانه آن زمان، زنان یا کنیز هستند یا نقش آنان بسیار رمانتیک واحساساتی است.
در تاریخ بیهقی، زن خنثی است نه از نظر فرهنگی چیزی به وجود می آورد و نه از نظر تاریخی نقشی دارد. اگر از مادرانی مانند مادر" حسنک وزیر" یاد می شود او را درجایگاه پختن حلوا برای مردان لازم دانسته است.

در اشعار شاعرانی چون ناصر خسرو، خاقانی، سنایی، سعدی و نیز در نثر قابوس نامه، سیاست نامه، مرزبان نامه وغیره زنان گاهی منشا فساد، تباهی، مظهر شیطان، سطحی نگری، سبب دردسر و بدبختی هستند، از پهلوی مرد زاده شده اند و ضعیفه نام دارند و یا در حرم سراهای شاهان با همدستی خواجگان و غلامان در نیرنگ و خیانت های تاریخی شرکت داشته اند.

ناصرخسرو می گوید: فخر به خوبی زر وسیم زنان راست...فخر من وتو به علم ورای ووقار است

خاقانی می گوید" مرا به زادن دختر چه تهنیت گویند...که کاش مادر من هم نزادی از مادر
ودر جای دیگر: سرفکنده شدم چو دختر زاد... برفلک سر فراختم چو برفت

سنایی می گوید: ور تو را خواهر آورد مادر...شود از وی سیاه، روی پدر
هرکه را دختر است خاصه فلاد... بهتر از گور نبودش داماد

سعدی می گوید: زن نو کن ای دوست هرنوبهار...که تقویم پاری نیاید به کار
و رایزنی با زنان را نادرست می داند آنجا که می گوید: "مشورت بازنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه"

ولی در فرهنگ واندیشه نیاکان ما در ایران باستان زن از جایگاه ارزشمند و تقدسی ویژه برخوردار بوده است. زن ار ریشه "زَناتَه" در اوستا آمده که معنی آن زاینده و پرورش دهنده انسان می باشد. ازبین فروزه های اهورایی "سپنتَه آرمَئی تی" که عشق و آرمان پاک و مقدس است به زنان نسبت داده شده و اوست که توانایی دارد تا فروتنی، پارسایی و گذشت را در زندگی به کار گیرد، آشکار سازد و گسترش دهد.

زن با پیوند زناشویی به انگیزه "همسری" با شوی خویش می زیسته است زیرا بایستی اندیشه هایشان را که در سر وجود داشته همسو کنند تا راستی واشویی در جامعه پیشرفت کند و جاودانه گردد.

در سرودی از اوستا که "ینگِهه هاتام " نام دارد زنان ومردان باهم ستایش شده اند تا در پارسایی و انجام کار نیک شرکت جویند و کسی پذیرفته و بالاتر خواهد بود که در انجام کار نیک از دیگری پیشی بگیرد. زن با چنین پیوندی در زندگی صفت "نمانُو پَتنِی" به خود می گرفته است "نمانُو" یعنی خانه و کاشانه و "پَتِنی" یعنی سرور و رهبر که پس از آن واژه "کدبانو" در پارسی جایگزین آن گشته است "کد، کده و کزه" همچنان در گویش زرتشتی به معنی خانه است و بانو یعنی پادشاه وسرور است.

بدین گونه زن در فرهنگ راستین سرزمین ایران نماد پایداری، عشق پاک، پارسایی، گذشت و انجام کارنیک بوده و شایستگی آن را داشته است که او را به پادشاهی وسروری خانه وخانواده برگزیده باشند تا در گسترش فروزه های نیک زندگی توانایی خود را آشکار سازد.

بانوی نیک وگرامی به جایگاه ارزشمند خود افتخار داشته باش وآنچنان زندگی کن که در اندیشه نیاکان فرهیخته خود نقش بسته ای نه بی مهری هایی که بیش از هزارسال است بر جان وروان تو روا داشته اند.

هنگامی که جشن سپندارمذ و اسفندگان به پاس اینهمه فداکاری تو هرساله برگزار می شود ارمغان مردان تنها در این است تا گلپونه های شادی را نثار چهره مهرآگین تو داشته باشند. کدبانوی ایرانی جشن سپندارمذ، که جشن عشق پاک ویژه زنان است برتو
خجسته باد.



دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: زرتشت ، روز زن در ایران باستان ، روز مادر زرتشتیان ، سپندارمذگان ، روز عشق ، اسفندگان ، 29 بهمن ماه ،