تبلیغات
زرتشت - اهـورا مـزدا، خدای زرتشت
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

اهـورا مـزدا، خدای زرتشت

جمعه 2 اسفند 1392 02:09

نویسنده : R.ash

اهـورا مـزدا، خدای زرتشت

اهورامزدا به چم “هستی بخشِ اَبَردانا” یا “خرد كل باشنده” و یا به زبان ساده تر و به گفته ی روانشاد فردوسی توسی “خداوند جان و خرد” آن نیروی فراگیر و جهانی می باشد كه همه چیز در اوست و از اوست. به گفته ی دیگر تمامی آفریده ها نمودهای گوناگونی هستند از این نیروی كلی كه دارای سه ویژگی بنیادین می باشد :

هستی ـ آگاهی ـ آفرینندگی



خداوند از مینوی افزاینده ی خود (سپنتامینو Spenta Mainyu ) و از هستی خود بر پایه ی قانون خود (اشا Asha) می آفریند، می پروراند، می آراید و به پیش می برد.

انسان و جهان زنده و پوینده ی او بخشی از این آفرینش نیك و شادی آفرین است. از آنجا كه اهورامزدا یك نیروی كلی بوده و تمامی هستی را در بر می گیرد بنابراین دارای پیکر و شكل ویژه ای نمی باشد. برای شناخت او باید فروزه هایش (ویژگی هایش) را شناخت. این فروزه ها و توانایی ها در انسان نیز هست و راهنمای او در زندگانی و پیشرفت به سوی تكامل می باشند. بنابراین انسان دارای همان فروزه های خداوندیست كه باید بدانان آگاه شده و با پیشبرد و شكوفایی و افزایندگی آنان خود را مزداگونه گرداند. بر همین پایه انسان های آگاه نیز دست به دست هم داده و دنیای زنده را در مسیر تكاملی اش یاری رسانده و در دگرگونی و نوشدنِ همیشگی به پیش می برند. اینچنین انسان همكار خداوند می گردد.

بنیان های زندگانی (امشاسپندان)

(فروزه هایی مزدایی-انسانی)

1- سِپَنتا مینو Spentâ mainyu یا “گوهر افزایندگی” فروزه ی آفرینندگی اهورامزداست. از این فروزه است كه آفرینش پدید آمده است. این قلمرو همواره می افزاید و می گسترد و به پیش می برد و از آن است كه ما انسانها نیز آفریننده می باشیم.



2- وُهومَنَ Vohu mana (بهمن به فارسی امروزه) یا اندیشه نیك و نیت پاك. اهورامزدا جهان را با اندیشه ی نیك آفرید. آفرینندگی و سازندگی، خودِ نیكی است. به زبانی دیگر می توان گفت كه “وهومن” شالوده و نقشه ی فراگیر و بزرگ آفرینش است.

با كمك وهومن انسان به وجود و چگونگی اهورامزدا آگاهی یافته، به رازهای زندگی دست می یابد و به خویشكاری یا وظیفه ی خویش در زندگانی آشنا می شود.

داشتن اندیشه نیك نخستین گامی است كه انسان برای رستگاری برمی دارد. از دیدگاه فلسفه زرتشت انسان باشنده ای است اندیشمند. درست همین اندیشیدن و ژرف اندیشی است كه انسان را از دیگر جانداران جدا می سازد چون كه به نیروی “خرد” می انجامد. خرد نیرویی است كه با آن می توان پدیده ها را با هم سنجید و بد و خوب را از هم جدا کرد. همین شناسایی خوب از بد به انسان اختیار برگزیدن می دهد و او را آزاد و مختار می سازد كه یكی از این دو را برگزیند. بنابراین آزادی در گزینش و با گزینش است.

“خردمند” آن است كه پس از شناسایی و سنجش آن چه سودمندتر و انسانی تر، اخلاقی و بهتر است را برگزیند. اما “نابخرد” كه وارونِ خردمند است آن كسی است كه پس از سنجش بدتر و بدترین را برمی گزیند.
در اینجا نیاز است كه دریابیم خوب چیست و بد چیست. بنا بر گاتها خوبی و بدی دو راه اندیشیدن است. انسان آزاد است كه از میان آن دو، یعنی “بد” و “بهتر” یكی را برگزیند. اندیشه ی بهتر از خواستی نیک (نیت خوب) برمی خیزد که آن سازنده و جانبخش بوده و به سود همبودگاه انسانی است و بد، آن است كه زیانبار بوده و به جان (ها) و انسان (ها) آسیب برساند. این هر دو نسبی بوده و در رابطه با زمان و مكان سنجیده می شوند. آن اندیشه ای نیك است كه پیامد آن گفتار و كردار نیك باشد.



3-اَشــا Ashâیا اَرتا Artâ قانون و هنجار و ترتیبی است كه آفرینش بر اساس آن شكل گرفته و به پیش می رود. بنیان این هنجار بر راستی، درستی و داد یا عدل است. در این چهارچوب از قوانین فیزیكی- آخشیجی گرفته تا قوانین همبودگاهی و قوانین پیدا و ناپیدای چیره بر دنیای مینوی و روانی جای دارد.

بنا بر گزارشی “آیین راستی، كار درست را در زمان درست و مكان درست و با ابزار درست و برنامه ی درست انجام دادن است. نتیجه ی آن همواره درست خواهد بود و جز آن نمی تواند باشد.”

بنا بر گزارشی دیگر “ راه درست برای انجام هر كاری آن است كه كمترین مقدار انرژی برای انجام آن به كار گرفته شود و از به هدر دادن بیهوده انرژی جلوگیری شود.”

انسان و همبودگاه اگر در راه راستی و درستی و داد گام بردارند و خود را با قانون هستی و آفرینش هماهنگ كنند به اندازه و هنجار و آرامش و پیشرفت و تكامل دست می یابند و از آنان است كه سازندگی آغاز می شود و به همه سود می رسد.

وارون آن یعنی دروغ، از هم گونه اش، یعنی در اندیشه و گفتار و كردار است كه نتیجه ی نادرست داده و زیان و آزار و خرابی می رساند. آنچه آزار دروغكار را چند برابر می كند و تباهی می آورد خشم است. خشم، خرد و هوش را از دست دادن است و سرچشمه ی جور و ستم و بیداد است. پس باید بدور از خشم و دروغ، هر كس بر آیین راستی و درستی كار كند و هم خود و هم دیگران را خرسند و شاد و آباد گرداند. گاتها پیروان اشا را “اَشَوَن” Ashavan و پیروان دروغ را “دِرِگوَنت” Dregvant می نامد.

اگر بخواهیم چند نمونه از قوانین آخشیجی- همبودگاهی را كه نمودار اشا می باشند نام ببریم می توان از موارد زیر یاد كرد:

قوانین آخشیجی/ فیزیكی مانند :

. كنش و واكنش یا علت و معلول Cause and effect

. پیشرفت Progress

. وابستگی Interdependence

. تاثیرگذاری متقابل Inter-reflection

قوانین انسانی- همبودگاهی مانند :
. آزادی گزینش

. پاسخگویی (مسئولیت) انسان در برابر گزینش خود

. برابری حقوقی تمام انسان ها

. قانون كنش و واكنش، كه بر اساس آن هر كس نتیجه ی مناسب با كنش خود را، دیر یا زود اما بدون سوخت و سوز، می گیرد.

. هر كس و هر چیز باید در جای درست و مناسب خود قرار گیرد تا نتیجه ی درست به دست آید.

. جایگاه زیست باید سالم و پاك نگاهداری شود تا زندگانی امكان ادامه و رشد داشته باشد.

. دنیا در مسیر تكاملی خود همواره دگرگون و نو می شود. و انسان می تواند در این راه نقش سازنده و یا ویران ساز داشته باشد.

. میانه روی بهترین و اشایی ترین شیوه ی برخورد با مسائل است.

اشا وهیشتا یا اردیبهشت به فارسی در چم بهترین راستی و درستی و یا بالاترین و ناب ترین حقیقت میباشد. اشا وهیشتا جایگاه انسان های رسایی یافته است. این واژه است که در زبان پارسی به بهشت دگرگون شده است.



4-خشَترُ Khshathra (شهریور به فارسی) یا “خویشتنداری” و “آبادسازی” (کردار نیک).

انسان به دنبال خودآگاهی و بهره گیری از خرد نیك و اشویی زیستن میتواند نیروهای تنی و روانی خود را به آنچنان هماهنگی و هنجاری برساند كه آنها را در اختیار و چیرگی خود درآورده و بر هوس های نفسانی خود چیره شود. این چنین چیرگی یا فرمانروایی بر خود را فرمانروایی یا شهریاری اهورایی نیز می نامند بدین چم كه این فروزه خداوندی در انسان به كمال خود می رسد.

رفتار و كردار چنین انسانی با دیگر انسان ها از روی خرد و با آرامش و بینش درست بوده و یا به گفته ی دیگر نیك كردار می شود. اینگونه نیك كرداری ساختن و آباد كردن را به دنبال میاورد. پس خشترا آن گامه ای است كه هم برای انسان و هم همبودگاه انسانی آبادانی می آورد و واژه ی “شهر“ كه از خشترا می آید در چم جایی است كه آباد شده است و “شاه” كسی است كه آباد می كند.

وُهو خشترُ وَئیریُه Vohu khshathra vairya به چم “شهریاریِ خوبِ برگزیدنی”، آن سیستمی است كه انسان های با اندیشه و گفتار و كردار نیك دست به دست هم داده وآن نیروی خوب را از میان خود برگزینند و برپا سازند. آن سیستمی را “شهریاری خدایی“ می نامند كه در آن از زور و ستم و خشم و بیداد خبری نباشد و همه از زندگانی خوش و خرم و آسوده بهره مند گردند. خشترا را می توان به سادگی در چم “هنجارو سامان خوب“ هم دانست.



5- سپنتا آرمیتی Spentâ Ârmaiti (اسفند به فارسی) یا مهر و عشق بی چشمداشت و همچنین آرامشِ افزاینده.

انسان هنگامی كه بر خود چیره شد، به آگاهی رسید و با پیروی و هماهنگی با قانون اشا به هنجار در نیروهای تنی-روانی دست یافت، آنگاه نیك كردار و مهربان و شادخو و شادزی و از خود گذشته می گردد، به همه مهر میورزد و خشنودی خود را در خشنودی دیگران می جوید. این حالت، آرامشی در او پدید می آورد كه در آن همه چیز برای پیشرفت روزافزون و شتاب گیرنده به سوی رسایی و بی مرگی فراهم می آید. سپنتا آرمیتی نمودار این پیشرفت در آرامش است.

به همین ترتیب همبودگاهی خشترایی نیز به آرامش و هنجار و شادی و خشنودی دست پیدا می كند و توانایی ها برای پیشرفت و تكامل نمودار گشته و به كار می افتد تا در نتیجه ی آن آرامش و دوستی جهانی به دست آید.



6- هَئوروَتات Haurvatât (به فارسی خرداد) یا نماد رسایی و خودشناسی، آن حالتی است كه تن و روان در سایه ی آرامش به دست آمده به سوی تندرستی و توانایی و خودشناسی كامل به پیش رفته و كمی ها و كاستی ها را هر چه بیشتر از خود دور می كنند و به بهترین حالت خود می رسند كه آن زیستن در شادی و خشنودی و آرامش راستین است؛ كه آن شناخت راستین اهورامزداست.

بایسته ی خداشناسی، رسایی است و بایسته ی رسایی، خودشناسی است.

اینگونه انسانها جهان را نیز بسوی خشترا و دوستی جهانی به پیش برده و آن را به كمال می رسانند.



7- اَمِرِتات Ameretât یا بی مرگی و جاودانگی= خارج بودن از زمان و مكان؛ آنگاه كه در آرامش افزاینده، روان خود را به رده های بالای تكامل رسانده و به آرامش كامل و خرسندی مینوی رسیده و با اهورامزدا یكی شویم، مانند او جاودانه می گردیم.

گاتها این حالت جاودانی را “گَرو دِمانا” Garo demânâ یا خانه ی سرود می نامد كه جایگاه اندیشه ی نیك است، جای آرامش و رامش روان است.

اما دِرِگوَنت و دروغكار، در خانه ی دروغ به سر می برد و از وجدانِ در رنج خود رنج می برد تا آنكه پشیمان شده، از بدی ها دور گشته، به نیكی بگراید تا رستگار گردد و به خانه ی اندیشه نیك و سرای سرود برسد.






دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: زرتشت ، اهورامزدا ، هورمزد ، اهورا مزدا ، خدای زرتشت ، اشا ، مزدیسنا ،