تبلیغات
زرتشت - حماسه صد آفرین
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

حماسه صد آفرین

یکشنبه 2 شهریور 1393 00:18

نویسنده : R.ash

حماسه صد آفرین





این مرد به تنهایی 4 ساعت جلوی لشگر روس را می گیرد . دشمن پاسگاه را به توپ می بندد و هواپیماها بمباران می کنند . اما حسین علی جلوتر از پاسگاه ، تنها با یک جعبه و سه قطار فشنگ پشت تخته سنگها مردانه ایستاده است . می جنگد تا آخرین تیر . تا آخرین فشنگ . و همه اهالی روستا اذعان دارنددر اخرین لحظه تفنگش را به سنگ زده و شکسته است . تقنگ ناموس سرباز است . نباید دست دشمن بیافتد.
جنگ تن به تن و در نهایت سربازان روس با خشم تمام از مقاومت "تنها مرد" ، سر از تنش جدا می کنند.




در 35 کیلومتری شمال غرب شهرستان نمین یکی از شهرستانهای استان اردبیل پاسگاه صدآفرین قرار دارد .نام این پاسگاه سابقا (کلوز) بود. پاسگاه صدآفرین آخرین نقطه مرزی فی مابین روستای خواجه بلاغی و خوش آباد پیله رود قرار دارد . بعد از شهریور 1320 که متفقین به ایران حمله کردند و شهید صدآفرین دلاوری های که از خود نشان داد نام این پاسگاه صدآفرین نام گذاری شد .



http://hw11.asset.cloob.com/cloob-activity-photo/96553556-e23a01cca545a93efdb7403188dfb1a9-520.jpg

در شبانگاه دوم شهریور 1320 در جریان جنگ جهانی دوم نمایندگان قوای روس پس از تسلیم دولت ایران ورود خود را به مرزهای ایران در منطقه نمین به پاسگاه کلوز اطلاع می دهند حسین علی صدآفرین بعنوان معاون پاسگاه انجام وظیفه می کرد او در آن زمان 17 سال سابقه خدمت داشت .و از اهالی زنجان بود و2 پسر متولد 1309و1310 داشت و همسر وی نیز مربی قرآن بود.در روستای خواجه بلاغی زندگی میکردند .

حسین علی پس از شنیدن این خبر بلافاصله پیش فرمانده پاسگاه رفته و او را در جریان قرار میدهد . ایشان تمایلی برای درگیری از خود نشان نمی دهد.و هیچ کس خود را برای مبارزه آماده نمی کند خانه خود می رود و با خانواده وداع می کند .


حسین علی به پاسگاه بر میگردد و میخواهد از اسلحه خانه تفنگ بردارد هیچ یک از همکارانش از ترس مؤاخذه با مافوق در اسلحه خانه را باز نمی کنند مجبور میشود با شلیک گلوله در اسلحه خانه را باز کند تعدادی تفنگ برنو بردارد کمی دورتر از پاسگاه تفنگ ها را در فاصله های مختلفی قرار می دهد ساعت 4 صبح حمله شروع می شود حسین علی شروع به تیراندازی می کند قوای روس انتظار حمله نداشت و فکر می کرد با عده ی زیادی طرف است هر چه می توانند پاسگاه کلوز را گلوله باران می کنند .



او تا ساعت 8 صبح در برابر قوای روس شجاعانه می جنگد که شخصی از این روستا پایان جنگ را ساعت10 میداند حوالی ساعات 6 صبح در حالیکه میمنه و میسره لشکر روس از سمت نمین و ارشق با عبور از دهات و قبضه ها وارد اردبیل شده بودند ستون اصلی لشکر روس با مقاومت یکه تازی جانانه حسین صدآفرین در حوالی پاسگاه کلوز زمین گیر شده بود

.توپخانه دشمن پاسگاه ویران کرده بود مهمات حسین علی تمام شده بود و برای اینکه
اسلحه های دست دشمن نیفتد اسلحه ها می شکند(جویا می شوند که چرا اسلحه ها را
شکسته می گوید برای یک سرباز ایرانی ننگ است که اسلحه اش دست دشمن بیافتد )

و به جنگ تن به تن روی می آورد تا با چنگ و دندان با دشمن مقابله کند .در این درگیری تن به تن به شهادت می رسد سربازان روس وقتی متوجه می شوند فقط یک نفر با آنان می جنگیده است با قساوت هر چه تمام تر سراز تن صدآفرین جدا می کنند فرمانده روس

بعد از لحظاتی که وارد پاسگاه می شود وقتی اسم شهید را می پرسد او را حسین علی معرفی می کنند وی از اینکه صدآفرین کشته اند نیرو های خود را مؤاخده می کند و با تحسین شجاعت این سرباز ایرانی به زبان روسی با لقب 1000 آفرین خطاب می کند.


اهالی روستا در حین جنگ روستا را خالی می کنند در حالی که فقط چراغ یک خانه دیده می شوده آن همخانه صدآفرین بوده که زنان روستا نتوانسته بودند ایشان را با خود ببرند .بعد ازبرگشت اهالی روستا سراغ پاسگاه می روند . توسط مولا مرتضی سید حسینی

پیله رود بر پیکر مطهرش نماز مییت خواننده می شود و در همان پاسگاه به خاک می سپارند. سال 74 همسر این شهید بر سر مزار صدآفرین می آید و20 متری مانده به طور سینه خیز بر سر قبر ایشان میرود ظاهرا وداع آخرش بوده .چند سال پیش شخصی غیوری
از روستای خواجه بلاغی بنام طومار جعفری آرامگاه او را در این پاسگاه بازسازی می کند .


بشوی آوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
روحش شاد .

یاد و نام مدافعان ایران گرامی باد




دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: صداآفرین ، شهرستان نمین ، حسین علی صدآفرین ، طومار جعفری ، جنگ جهانی دوم ، اردبیل پاسگاه صدآفرین ، تقنگ ناموس سرباز است ،