تبلیغات
زرتشت - کوروش منم شهریار روشنایی ها
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

کوروش منم شهریار روشنایی ها

چهارشنبه 7 آبان 1393 21:23

نویسنده : R.ash



این منم کوروش
پسر ماندانا و کمبوجیه
پادشاه جهان
پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی
از بلندی های پارسوماش تا بابل بزرگ
***
پس شادمان باشید
زیرا به یاری ستم دیدگان خسته خواهم آمد
من شریک در هم شکستگان سرزمین شما هستم
زودا از این ورطه بر خواهید خاست
و من این شب وحشت را در هم خواهم شکست
و روز را به خاطر خاموشان بازخواهم خواند
و آزادی آدمی را رقم خواهم زد
و به خنیاگران خواهم گفت
برای گوشه گیران و گمنامان بخوانند
من آمده ی عدالت و میزبان آزادی ام
***
پس ای ستم دیدگان
فراوانی و خوشی هاتان بسیار باد
آسایش و امیدهاتان بسیار باد
فرزندان برومند و
برکت نانتان بسیار باد
***
من خشنودی بی پایان خداوندم
برای کشتن و کینه توزی نیامده ام
فرمانروایی که همدل مردمان خویش نباشد
سیه روزتر از همیشه
سرنگون خواهد شد

پس از قول من بگویید
به جباران این جهان بگویید
که از ظلمت خویش
حتی پلاس پاره ای به گور نخواهید برد
***
من کوروش هخامنش
فرمان دادم که بر مردمان ملال مرود
زیرا ملال مردمان
ملال من است
زیرا شادمانی مردم
شادمانی من است
***
بگذارید هر کسی به آیین خویش باشد
زنان را گرامی بدارید
فرودستان را در یابید
و هر کسی به تکلم قبیله خود سخن بگوید
آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید
***
شهریاران را
از میان دانایان و دلیران برگزیدم
دبیران و درباریان را
از میان حکیمان
و گفتم جز به پندار نیک
در سرنوشت مردم ننگرند
و گفتم جز به گفتار نیک
با مردمان سخن نگویند
و گفتم جز به کردار نیک
همراه مردمان نشوند
***
وای بر ظلمت افزای زبون
هر ناله ای که از دست بیدادگری برآید
هزار خانه را به خاکستر خواهد نشاند
هزار دل دانا را به گریه خواهد شست
و مرا طاقت تلخ کامی فرودستان نیست
من آ رامش و اعتماد آدمی ام
چگونه تحمل کنم که تازیانه جانشین ترانه شود
***
بی عاقبت او
که بر پریشانی مردمان حکومت کند
بی فردا او
که بر درماندگان حکومت کند
شهریاری که نداند شب مردمانش
چگونه به صبح می رسد
گورکن گمنامی ست که دل به دفن دانایی بسته است
***
بابل به دست من افتاد
و چون به بابل شدیم
سربازان و پارسیان خویش را گفتم
دست به هیچ دامنی دراز نکنید
زنان و کودکان در پناه من اند
پیران و پی بریدگان در پناه من اند
خاموشان و خستگان در پناه من اند
شکست خوردگان و خاموشان در پناه من اند

سلوک سربازان من
سلوک پارسیان سرزمین من است
و ما برای آزادی مردمان آمده ایم
تباهی و تیرگی از ما نیست
وحشت و شقاوت از ما نیست
تازیانه و تجاوز از ما نیست
غیظ و غرامت از ما نیست

گزیده ای از منشور پرشیا

مراقب میراث من باشید
ورنه دیوان و درندگان
شکوه شما را بر باد خواهند داد
خواب های شما را آشفته خواهند کرد
خنیاگران را خواهند کشت
باروها را ویران خواهند کرد
خانه ها را به خاکستر خواهند نشاند
***
عاقل و آسوده باش
همچون من که هرگز از تولد تاریکی نترسیده ام
زیرا نور همواره در قفای ماست
***
فطرت خویش را
در چشمه های خوشبو بشویید
بر بلندا شوید
در خویش اندیشه کنید
دروغ نگویید
دشمنی نکنید
***
اهورامزدا
عشق را وعدالت را آفرید
اهورامزدا
عشق و عدالت را
برای مردمان آفرید
پس باور بیاورید
هر حکومتی که این حقیقت را
از مردمان بگیرد
پندارش بی اعتماد
گفتارش بی اعتماد
و کردارش بی اعتماد خواهد شد
من
کوروش هخامنش چنین گفته ام
***
پس به پندار نیک درآیید
تا مردمان دوستتان بدارند
به گفتار نیک درآیید
تا نامتان به نیکی برده شود
و به کردار نیک درآیید
تا گزندی چشم به راه شما نباشد
***
امیران  اسپهبدان و شهریاران را بگویید
هرگز به مردمان خویش دروغ نگویید
زیرا دروغ گویان
تنها بر گورستان مردگان و خاکسترزار خاموشان
حکومت خواهند کرد
***
تا راستی هست
کاستی به کشور شما راه نخواهد یافت
من هرگز
حتی به دشمنان خویش نیز دروغ نگفته .نمی گویم

گزیده ای از منشور شوشیانا

من هرگز هیچ شکست خورده ای را
تحقیر نکرده ام
من هرگز هیچ اسیری را دشنام نداده ام
همیشه .هرکجا. همگان را گرامی داشته ام
زیرا مدارا مکتب من است
***
هر او که به بیداری برآید
برادر من است
و او که همدل مردمان شود
هرگز پشیمان نخواهد شد
***
شما نیز در خویشتن اندیشه کنید
ورنه پیش پایتان  روشن نخواهد شد
ورنه دراین جهان
جایگاهی نخواهید یافت
***
زلال .عمیق وبلند نظر زندگی کنید
و به یاد آورید
نیاکان شما
مشعل داران دانایی و توانایی بوده اند
***

گزیده ای از منشور پاسارگاد

به یادتان می آورم
زیباترین منش آدمی
محبت اوست
و بهترین خوبی ها
خرسندی مردمان من است
و بهترین ارمغان آدمی
آزادی ست
***
پس ای پروردگار بزرگ
نیایش مرا بشنو
دردهای ملتم را دریاب
خوبی و خرمی نازل کن
شادکامی به بار آور
راستی و درستی  . تندرستی به بار آور
جهان را خوشبو کن
و بی خبران را بگو
کوروش برای جهالت و دشمنی
برای کینه توزی  وکشتار نیامده است
من پیام آور رهایی و
رازدار روشنایی ام
***
بد اندیشان بدانند
تا من هستم .آزاردهندگان و زورگویان
به آرامش نخواهند رسید
تا من هستم
زن آزاران  تاریکی پرست
به پندار خویش نخواهند رسید
زیرا زنان
هستی بخش جهانند
و هستی بخش جهان
عشق را آفرید
و از عشق. سرشت آدمی را آفرید
و از آدمی . سرشت آزادی را
***
من نیز روزی
تن اندر این خاک خسته خواهم کشید

به راستی چه می ماند از آدمی
جز چراغی روشن به راه آیندگان؟
پس بدانید که راستی بر دروغ
چیره خواهد شد
***
ومن
ترا به بی شماری باران باور کرده ام
بیا و خواسته های مرا برآر  وباور کن
بیا و آرزوهای ملت مرا برآر و باور کن
بیا و آزادی زنان را نگهبان باش
بیا وکاستی ها را بشکن و کاهلی ها را بشکن
***
وای بر من
اگر دردمندی به میهنم
مویه کند
وای بر من
اگر گرسنه ای به میهنم
مرده باشد
وای بر من
اگر بی شرفی را حمایت کنم
وای بر من
اگر مردمانم به آزادی سخن نگویند
وای بر من
اگر بیدادی باشد و
من به خواب خوش رفته باشم
***
نیکی بیافرین
تا نیکی های تو نیکی بیافریند
محبت کن
تا محبت های تو محبت بیافریند
همگان را دوست بدار
تا همگان دوستت بدارند
این دستور داناترین  شهریار شماست
***
دردا بر حاکمانی که نازایی و نفرت را رقم می زنند
دردا بر شهریارانی که تازیانه و تجاوز را رقم میزنند
دردا بر کیشبانانی که به مردم دروغ می گویند
دردا بر خردمندانی که از دلیری بویی نبرده اند
دردا بر دلیرانی که از خرد بویی نبرده اند
***
و من پسر ماندانا
فرمان دادم
آرامگاه ابدی مرا
با عطر و علاقه و درفش آزادی بیارایند
زیرا به بخت شد شهسوار بزرگ
نزدیک است
زیرا مرگ زیباترین مونس مردمان
نزدیک است
و من خواهم مرد


پس ای امیران آینده
بدانید که شهسواران و شهریاران می میرند
اما شادمانی مردمان هرگز


این است شاهنشاهی ایران بزرگ



درود بر روان پاکش

راهش پر رهرو

پاینده ایرانمان


 گرامی باد هفتم آبان ماه روز بزرگداشت این ابر مرد تاریخ کوروش بزرگ هخامنشی خار چشم دشمنان ایران زمین.




برگرفته از تارنمای پیشین خودم 

 
نویسنده : اهورا فره وشی ; ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸




دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: کوروش بزرگ ، منشور پاسارگاد ، منشور شوشیانا ، منشور پرشیا ، کتیبه های کوروش ، سخنان کوروش بزرگ ، منشور حقوق بشر کوروش بزرگ ،