تبلیغات
زرتشت - چگونه میتوان زرتشتی شد؟
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

چگونه میتوان زرتشتی شد؟

چهارشنبه 20 مرداد 1395 15:40

نویسنده : R.ash



چگونه میتوان زرتشتی شد؟


زرتشتی بودن، پیش از هر چیز، یك آگاهی و باوری ژرف و درونی به بهترین راستی و درستی (اشا وهیشتا یا اَردیبهشت) و نیکی بر بنیان اندیشه و خرد می باشد (وُهومن یا بَهمن). یک زرتشتی باور دارد که راستی بهترین نیکی است و آباد کننده است اما دروغ، آزارنده و ویرانگر جان و جهان است. خوشبختی او با خوشبختی همگان کامل می گردد. برای او جهان هستی یگانه است، بدین مفهوم که هر چه هست با هم و درهم تنیده است و سرنوشت یکی در سرنوشت دیگری اثرگذار است. آب و باد و آتش و خاک را، که هر چه هست از آنها درست شده، سپنتایی و اهورایی می داند و از آلودگی و نابودی آنان که آلودگی و نابودی خود است می پرهیزد. گیاهان و جانوران را نیز در این چرخۀ هستندگی و یگانگی می داند و آنها را نمی آزارد زیرا که پیامدش آزردگی خود و جهان است.

این دین اوست، یعنی بینش برآمده از خرد ، خردی که از ژرفای وجود و وُهومن او برمی خیزد و نیک است و بهساز. از این رو به او مزدیسنی نیز می گویند: کسی که خرد بهمنی را جشن می گیرد. خردی که در هازمان (جامعه) بزرگ او بگونۀ خرد گروهی، در همکاری ، هماهنگی و همآوایی با دیگر اندیشه های نیک و سازنده، زندگی هازمانی او را به نیکی سازمان و سامان می دهد. سامانی که خوشبختی او و همگان را در پی دارد.

اگر شما نیز چنین می اندیشید و بر بنیان این باور سخن گفته و کارهای زندگانی تان را بر آن استوار می دارید، شما نیز یک زرتشتی و یک مزدیسنی یا ستایشگر دانش و آگاهی و خرد می باشید.

 

این یک شناختِ راستین و گزینش بر پایه آن است و در نتیجه امری فردی می‌باشد. این همانا یک فرآیند و روند است که خود، هم آغازگر و هم میوه‌ی یك دگرگونی ژرف درونی می‌باشد و نیاز به زمان برای رسایی یافتن دارد.بسیاری از ایرانیان، که پدران و مادران آنها در جایی در زمان و مکان و در پی رویدادهای گوناگون (اما بیشترین در پی زور و بیداد) از آیین مادری چشم پوشیده و به آیینی دیگر گرویده اند، امروزه چشمان ِشان بر راستی ها و روشنی های فرهنگ و آیین ریشه ایِ خویش باز شده و خواستار بازگشت به خویشتن هستند.

بسیاری از این هم میهنان چه بسا که بسیار راه دارند تا جان و روان خود را از آلودگی های سده و هزاره پاک گردانند اما همانگونه که آمد این یک روند و فرآیند است و ارجمند آن است که راه دیده شود و روشنایی خود را بنمایاند. رهرو خود دیگر در راه افتاده و بسوی آماج و آماجگاه (مقصد و مقصود) روان می شود. همگی این نازنیانِ هم میهن و هم اندیش نیز آزادند که خود را زرتشتی/ بهدین/ مزدیسنی بدانند و بنامند و کسی نیز بر پایۀ آزادی گوهریِ انسان برای گزینش باور، حق بازخواست او را ندارد.

از سوی دیگر و در کنار و دست در دست آزادی، و برای آنکه این آزادی در چهارچوب راستی و نیکی بماند، بایسته است که هر کس پاسخگوی گزینش های خویش و اندیشه و گفتار و کردارش باشد.

آزادی و آزادگی به مفهوم بی بندوباری و هرج و مرج نیست که اگر چنین باشد به دروغ، که ویرانگر جان و جهان است دگرگون می شود. یک بِهدینِ آزاده، انسان رسیده و پخته ای است که پاسخگوی کردارهای خویش است و خویشکاری (مسئولیت) آن را بر خود گرفته و زمین و زمان و دیگران را پاسخگو نمی یابد. مزدیسنا، آیین خردمندان و رسیدِگان فرهنگی است.

 

بس است هر چه خود را و خرد و زندگی و سرنوشت خود را در دست دیگران، آن هم دشمنانِ خویش گذاشتیم و بر آیین های ناخودی و بیایانی سرنهادیم. آیین هایی که انسان را خردمند نمی خواهند بلکه بنده و برده و گوسفند می خواهند، که سر به زیر اندازد و حتا اگر سرش را بزنند آن را بلند نکند.

یک ایرانی/ زرتشتی سربلند است و سرافراز به آنچه در چنتۀ فرهنگی و آیینی و تاریخی و اخلاقی خویش دارد و انسان آزاده ای است که سر تسلیم بر درگاه نابکاران و دزدان و ددان فرود نمی آورد.

پس سربلند باشیم و خود را ایرانی و زرتشتی / بهدین / مزدیسنی بدانیم و بنامیم.





دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: مزدیسنا ، اهورامزدا ، زرتشتی شدن ، زرتشتیان ، سدره پوشی ، اوستا ، سدره و کشتی ،