تبلیغات
زرتشت - مطالب ابر یلدا
راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

یلدا

چهارشنبه 29 آذر 1391 19:29

نویسنده : R asH

از میان بسیار آیین های ایران کهن، شماری اندک در ذهن و فرهنگ امروز ما باقی مانده، که یکی از مهم ترین و همگانی ترین آنها مراسم «شب یلدا» ست. این شب، بلند ترین شب سال در نیمکره ی شمالی است و نه فقط ایرانیان، بلکه بسیاری از اقوام، آن را جشن می گیرند.
واژه ی یلدا برگرفته از زبان «سریانی»- از شاخه ی زبانهای «آرامی» به معنای «زایش و تولد»- است و به احتمال قوی در دوره ی ساسانیان، که شیوه ی نگارش به «راست به چپ» تغییر یافت، وارد زبان پارسی شده است. این واژه اشاره به تولد «میترا» ایزد باستانی ایران دارد و از زمره ی جشن های بسیار قدیمی ست و سابقه ی آن به پیش از آیین زرتشت برمی گردد. شب یلدا از غروب آفتاب در 30 آذر آغاز شده و با طلوع آفتاب در 1 دی ماه پایان می یابد. طبق تقویم نجومی، یعنی در آخر برج «قوس»، زمانی که آفتاب به برج «جدی» وارد می شود. «یلدا برابر با?شب اول ماه جدی در تقویم قمری، شب هفتم دی ماه در تقویم جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوی ست» (لغت نامه دهخدا).


شب زایش خورشید


انسان در دوره های مختلف، چه در دوره ی کشاورزی و چه دامداری و یا شهرنشینی، همواره پدیده هایی را که به کار او کمک می کردند، مثبت دانسته و پدیده هایی همچون خشکسالی را منفی می دانست و حتی آنها را به دیوها نسبت می داد. به همین ترتیب روز را که موجب ادامه ی کار و تلاش بوده نشانه ی خدایی نیکو دانسته و شب را به اهریمن نسبت می دادند. «میترا» (خورشید)، که روشنی روز را به همراه داشته، در نبردی همیشگی با اهریمن تاریکی ست. در آخرین شب پاییز که طولانی ترین شب سال است، پیروان «آیین میترا» برای اینکه ترس نبودن خورشید را تح?ل کنند گرد هم می آمدند و با همنشینی به خود قوت قلب می دادند. و عده ای نیز تا صبح در نیایشگاه (مهرابه) برای پیروزی میترا بر اهریمن نیایش می کردند. و سپس با دمیدن صبح، که نشانه ی زایش میترا بود، به خانه رفته و استراحت می کردند. با این آرامش خاطر که پس از آن روزها به مرور طولانی تر می شود. شب یلدا هولناک ترین شب برای دینمردان است. شبی ست که پس از یک تاریکی طولانی، میترا (خورشید) زاده می شود.
میترا (میثَره- مهر)، خورشید، خدای عهد و پیمان، خدای شکار، مهم ترین خدای آیین باستانی ایران است که با قربانی کردن گاو، جهان را از بدن او خلق می کند و در نبردی همیشگی با اهریمن است. به همین دلیل، شب را نماد اهریمن دانسته اند. این دوگانه باوری پس از پیدایش آیین زرتشت ادامه یافت و در آن رسوخ کرد. چنانکه در اوستا بخشی (مهریشت) به توصیف میترا می پردازد و شب یلدا را پیروزی اهورامزدا- خدای نیکی و نماد روز- بر اهریمن- خدای زشتی و تباهی و نماد شب- دانسته اند. این تغییر با اینکه نقش میترا را به اهورامزدا داده، باز هم?جایگاه او را به عنوان بلندپایه ترین ایزد پس از اهورامزدا ارج می نهد.
برخی بنیانگذار آیین میترا را هوشنگ، پادشاه اساطیری ایران، می دانند. فردوسی در شاهنامه می گوید:
«که ما را ز دین بهی ننگ نیست
به گیتی به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر
نظر کردن اندر شمار سپهر»
و قرنها بعد علامه طباطبایی در شعری اشاره به این دین کهن دارد:
«همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی ست در کیش مهر
برونند زین جرگه، هشیارها»


یلدای کنونی


اما پس از گذشت قرنها- به ویژه استبداد فرهنگی حکومتهای غیر ایرانی- و محو شدن این داستان در ذهن ایرانیان، هنوز شب یلدا برای ما مهم و ارزشمند است. در نقاط مختلف ایران و حتی کشورهای دیگر، مردم دور هم جمع شده و در این همنشینی، مراسم دیرین ایران را تکرار می کنند.
در شمال و آذربایجان برای تازه عروس یا تازه داماد خنچه ای تزئین شده می فرستند که در آن هندوانه ای شکافته و چند شال قرمز قرار دارد. در شمال همین رسم با ماهی برگزار می شود. در شیراز مرکبات و هندوانه و رنگینک و خرما می خورند و حافظ خوانی می کنند. در همدان فال سوزن می گیرند. در تویسرکان و ملایر گردو و کشمش می خورند و در گیلان هندوانه جز جدانشدنی سفره ی شب یلداست و معتقدند هر کس در شب یلدا هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند. در اردبیل گندم برشته می خورند و در لرستان «گندم شیره». در تبریز عاشیق ها می نو?زند و آوازهای محلی می خوانند و در تهران قدیم مردان تا صبح در قهوه خانه به شنیدن شاهنامه خوانی مشغول می شدند. در تقریبا تمام نقاط ایران آجیل بر سر سفره ها قرار دارد و فال حافظ می گیرند.
نشانه های دین کهن هنوز در این سفره ها باقی ست. خوراکی که انتخاب می شود همگی از میوه ها و تنقلات پردانه هستند: آجیل و هندوانه و انار. تا با خوردن آنها قدرت باروری را در خود افزایش دهند. رنگ سرخ هندوانه و انار یادآور سرخی خورشید (میترا) در تاریکی شب یلداست. غیر از آن فال حافظ باقی مانده ی رسم پیشگویی قدیم است. در شب یلدا ایرانیان از روی پوک بودن یا نبودن گردو در مورد سال آینده پیشگویی می کردند.
جالب اینجاست که این مراسم در کشورها و قوم های دیگر هم رواج دارد. در جنوب روسیه نان محلی می پزند و به کف حیاط بذر می پاشند و دور هم ترانه خوانی می کنند و فال می گیرند. آشوریان در این شب آجیل می خورند و بعضی فال حافظ می گیرند. در مصر قدیم جشن «زایش دوباره خورشید» برگزار می شده و پیروزی نور بر تاریکی را جشن می گرفتند. در یونان قدیم فردای یلدا را روز «ناتالیس انویکتوس» (خورشید شکست ناپذیر) می نامیدند. حتی یهودیان در این شب جشنی به نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می کنند و همراه نیایش شمع روشن می کنند.

یلدا در ادبیات
شب یلدا به خاطر قدمت بسیار طولانی، به ادبیات فارسی نیز راه پیدا کرده و در اشعار شاعران نمود داشته. اینها نمونه هایی از این اشعار است:

- چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه
خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا
عنصری

- نور رأیش تیره شب را روز طولانی کند
دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند
منوچهری

- قندیل ضروری به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا
- گر نیابد خوی ایشان در نیابد خلق را
روز روشن در بر دانا شب یلدا شود
ناصرخسرو

- روز رویش چو بر انداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت، شب یلدا برخاست
- نظر به روی تو، هر بامداد نوروزی ست
شب فراق تو هر گه که هست، یلدایی ست
- بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد
که بگرفت این شب یلدا هلال از ماه و پروینم
سعدی

تو جان لطیفی و جهان جان کثیف است
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا
امیر معزی

صحبت حکام، ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه، بو که برآید
حافظ

نشسته است به روز سیه، دلم ز هجر
شبان من همه یلدا، ز دیده بی خواب
طلعت

ایزد دادار مهر و کین توگویی
از شب قدر آفرید و از شب یلدا
زانکه به مهرت بود تقرب مومن
زانکه به کینت بود تفاخر ترسا
معزی

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا
سنایی غزنوی

میترا و مسیحیت
دو نمونه ی آخر شعرهای بخش قبل به ارتباط دین مسیح و آیین میترا اشاره دارد. در پی جنگهای پیاپی ایران و روم، دین ایرانیان به «روم» راه پیدا کرد و شمار پیروان این آیین از حد و مرز بیرون رفت تا جاییکه بر اثر لشگرکشی های روم به اروپا، این دین به آلمان و فرانسه نیز راه پیدا کرد و حتی در انگلیس ویرانه های یک «مهرکده» یافت شده. در سال 312 «کنستانتین کافر»، امپراطور «بیزانس» مسیحیت را دین رسمی اعلام کرد و چون برای میلاد مسیح، تاریخ دقیقی وجود نداشت، یلدا (25 دسامبر) را تولد عیسی (ع) اعلام کرد. در قرن چهارم میلادی بر?اثر اشتباهی که در محاسبه ی سال کبیسه در تقویم روم (یولیانی) وجود داشت، این تاریخ به 21 دسامبر تغییر کرد. شاخه کلیسای «ارامنه» این تاریخ را نپذیرفت و روز 6 ژانویه را تولد عیسی مسیح می داند. به هر روی، نمونه های بسیار زیاد از مهرآوه ها و معبدهای میترا در روم کشف شده که حکایت از رسوخ این دین در این منطقه دارد.

پس از یلدا
روز بعد از یلدا، «دیگان» بود و زرتشتیان آن را متعلق به اهورامزدا می دانستند. بعضی آن را «خورروز»، روز خورشید، می نامیدند و روز برابری انسانها بود. در این روز شاه و گدا به یک شکل لباس می پوشیدند و در جبهه ها صلح برقرار بود. در نزد پیروان «مزدک» این روز «خرم روز» نام داشت و در تقویم های محلی مانند «پامیر» در شمال افغانستان، و «بدخشان» در تاجیکستان، به آن اشاره شده.

از فردای یلدا «چله» بزرگ زمستان آغاز می شد که تا ده بهمن ادامه داشت. بدین سبب شب یلدا را «شب چله» نیز می نامند. واژه ای که بسیار به گوش ها آشناست و موسیقی لطیفش داستانهای دور کرسی مادربزرگهامان را به ذهن می آورد. هر چه هست، یلدا یک شب است. شبی بسیار مهم برای ایرانیان. شبی که دور هم جمع می شویم، بی آنکه بدانیم داستان حقیقی چه بوده، و هندوانه می خوریم، بی آنکه بدانیم چرا این میوه انتخاب شده و فال حافظ می گیریم بی آنکه بدانیم این یک رسم کهن ایرانی ست. گردهمایی نمادین. دور سفره ای نمادین. در شبی نمادین. اصیل. ?صیل تر از آنکه بشود از خاطره ها محوش کرد.

بن مایه:


میترا، آیین و تاریخ- راینهولد مرکلباخ- توفیق گلی زاده- چاپ اول1387- نشر اختران
اسطوره‌ی زندگی زرتشت- ژاله آموزگار، احمدتفضلی- چاپ هفتم1386- نشرچشمه
ایران نامک- امان ا.. قرشی- چاپ سوم1389- نشر هرمس
هزاره های گمشده- جلد اول- پرویز رجبی- چاپ اول1380- نشر توس
برهان قاطع- محمدحسین بین خلف تبریزی- چاپ ششم 1376- نشر امیرکبیر
دیوان اشعار امیر معزی- مقدمه و تصحیح ناصرهیری- چاپ اول 1362- نشر مرزبان






دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: یلدا ، زرتشت ، زایش خورشید ، جشنهای ایران باستان ، فلسفه یلدا ، اهورا ، زرتشتی ،


جشن یلدا

پنجشنبه 28 آذر 1381 10:15

نویسنده : R asH
جشن یلدا  برابر است با شب زایش میترا


انارم روز از آذرماه برابر با 30 آذر در گاهشماری ایرانی


می ستاییم مهر را
آنکه از آسمان بر فراز برجی پهن
با هزاران چشم بر ایرانیان می نگرد
نگاهبان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد
آن که مردمان را از نیاز و دشواری برهاند


(اوستا - مهر یشت)

جشن شب یلدا یک جشن کاملا زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار می کنند .یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه ای بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر .این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند .چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آنرا چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است آنگاه چله کوچک فرا میرسد که از دهم بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود .چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن می باشد تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر می باشد زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگیشان بر کشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضاد های طبیعت خو داشتند و بر اثر تجربه و گذشت  زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار  ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را بر اساس آن تنظیم می کردند و بتدریج دریافتند که کوتاهترین روزها  آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شبها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاهتر می شود .  اقوام قدیم  آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصا ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود.در این شب آتش بر می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و هم چنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد .چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند . در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره ای که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است  می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند . این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند . و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ  و نور و آتش می گذراندندتا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد .سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.در ادبیات پارسی نیز شعرا زلف یار و همچنین روزهای هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه می کنند

روز رویش چو بر انداخت نقاب از سر زلف           گویی از روز قیامت شب یلدا بر خاست

بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد          که بگرفت این شب یلدا ملال از پر و نیم

نظر به  روی  تو  هر  بامداد   نوروزیست            شب فراق تو هر گه که هست یلدا ایست

امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند .

دنباله جستار

دیدگاه ها : دیدگاه شما
برچسب ها: یلدا ، میترا ، شب چله ، زایش میترا ، زرتشت ، شب یلدا ، جشنهای ایران باستان ، فره وشی ،